الشيخ السبحاني

110

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

شرح حال آن‌ها مىپردازيم . افراد نام برده ، در تاريخ عرب معروفند و تاريخ اسلام با زندگى برخى از آن‌ها رابطه دارد . از اين جهت به شرح زندگانى « قصىّ » تا پدر ارجمند آن حضرت ( عبد اللّه ) پرداخته و از تشريح زندگانى ديگر نياكان آن حضرت كه چندان دخالتى در بحث ما ندارند ، خوددارى مىكنيم . « 1 » « قصىّ » جد چهارم پيامبر اسلام است . مادر وى ، فاطمه با قبيلهء « كلاب » ازدواج كرد . چيزى نگذشت كه دو فرزند به نام « زهره » و « قصى » آورد . هنوز دوّمى در گهواره بود كه شوهر فاطمه فوت كرد . وى مجددا با مردى به نام « ربيعه » ازدواج كرد و همراه شوهر خود به شام رفت . « قصىّ » از حمايت پدرانهء او بهره‌مند بود تا وقتى كه ميان قصىّ و قبيلهء « ربيعه » اختلاف افتاد و در نتيجه او را از حريم نژاد خود راندند ، به حدّى كه مادر او متأثر شد و مجبور شد او را به مكّه برگرداند . دست تقدير او را به سوى مكّه كشانيد ، استعداد نهفتهء او سبب شد كه در مدّت كمى ، تفوق خود را بر مكّيان و به ويژه قبيلهء قريش نشان دهد . چيزى نگذشت كه به مناصب عالى ، حكومت مكّه و كليددارى كعبه دست يافت و فرمانرواى مسلم آن سامان گرديد . وى آثار زيادى از خود به جاى گذاشت ، از آن جمله مردم را براى ساختن خانه در كنار كعبه تشويق كرد و براى اعراب ، محل شورايى به نام « دار الندوه » تأسيس كرد ، تا بزرگان و رؤساى عرب در اين مركز عمومى دور هم گرد آمده ، مشكلات خود را حل و فصل كنند . سرانجام آفتاب عمر او ، در قرن پنجم ميلادى غروب كرد . وى دو فرزند نامور به نام « عبد الدار » و « عبد مناف » از خود به يادگار گذاشت . 3 . عبد مناف وى نياى سوم پيامبر اسلام بود كه نامش « مغيره » و لقبش « قمر البطحاء » بود . وى از

--> ( 1 ) . ابن اثير در كامل خود ، دربارهء زندگانى آن‌ها بحث نموده است . « ر . ك : الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 15 - 21 » .